ماتریالیسم دیالکتیکی مارکس هسته فلسفی مارکسیسم است و روشی برای تحلیل واقعیت بر پایه دو اصل اساسی: ماتریالیسم و دیالکتیک. این نظریه توسط کارل مارکس و فردریش انگلس توسعه یافت و ابزاری برای درک تاریخ، جامعه و تغییرات آن ارائه میدهد. اجزای اصلی آن عبارتند از:
۱. ماتریالیسم (در مقابل ایدهآلیسم)
- تقدم ماده بر ذهن: واقعیت عینی (شرایط مادی، اقتصاد، فناوری) پایهای است که آگاهی انسان، ایدهها، فرهنگ و نهادهای اجتماعی بر روی آن شکل میگیرد.
- نفی ایدههای مجرد: ایدهها، مذهب یا فلسفه صرفاً بازتاب شرایط مادی جامعه هستند (برعکس هگل که ایده را محرک تاریخ میدانست).
۲. دیالکتیک (در تقابل با متافیزیک)
- تغییر دائمی: همه پدیدهها در حال حرکت، تغییر و تکامل هستند. هیچ چیز ایستا نیست.
- تضاد درونی (Contradiction): هر پدیدهای حامل تضادهای درونی است (مثل تضاد بین نیروهای تولیدی و روابط تولید در جامعه). این تضادها محرک اصلی تغییر هستند.
- وحدت و مبارزه اضداد: تغییر از طریق کشمکش بین نیروهای متضاد (تز و آنتیتز) و رسیدن به ترکیب جدید (سنتز) رخ میدهد.
- تغییر کمّی به کیفی: انباشت تغییرات کوچک (کمّی) به نقطهعطفی میرسد که منجر به دگرگونی ناگهانی و کیفی میشود (مانند انقلابها).
۳. کاربرد در تحلیل تاریخ و جامعه (ماتریالیسم تاریخی)
- نیروهای تولیدی و روابط تولید: زیربنای جامعه را نیروهای تولیدی (ابزار کار، فناوری، نیروی انسانی) و روابط تولیدی (مالکیت، تقسیم طبقاتی) تشکیل میدهد.
- تضاد و انقلاب: هنگامی که روابط تولیدی مانع رشد نیروهای تولیدی میشوند، تضاد طبقاتی تشدید شده و انقلاب رخ میدهد (مانند گذار از فئودالیسم به سرمایهداری).
- روبنا: سیاست، حقوق، ایدئولوژی و فرهنگ (“روبنا”) بازتاب مناسبات اقتصادی حاکم (“زیربنا”) هستند.
مثال ساده:
- در سرمایهداری، تضاد بین پرولتاریا (کارگران) و بورژوازی (سرمایهداران) ناشی از بهرهکشی و مالکیت خصوصی است. این تضاد با بحرانهای اقتصادی تشدید میشود و در نهایت به انقلاب سوسیالیستی میانجامد.
اهمیت ماتریالیسم دیالکتیکی:
- ابزار تحلیل: برای نقد سیستمهای اجتماعی (بهویژه سرمایهداری) و پیشبینی تغییرات تاریخی.
- پیشگویی علمی: مارکس معتقد بود قوانین دیالکتیک، گذار به سوسیالیسم را اجتنابناپذیر میکنند.
- نقد ایدئولوژی: نشان میدهد چگونه ایدههای حاکم، توجیهگر منافع طبقه مسلط هستند.
تفاوت با دیالکتیک هگل:
| هگل (ایدهآلیست) | مارکس (ماتریالیست) |
|---|---|
| محرک تاریخ: “روح جهان” (ایده) | محرک تاریخ: تضادهای مادی |
| دیالکتیک در عرصه اندیشه | دیالکتیک در عرصه واقعیت مادی |
| تغییر از طریق تکامل ایدهها | تغییر از طریق مبارزه طبقاتی |
ماتریالیسم دیالکتیکی چارچوبی برای درک پویایی تاریخ و نقش مبارزه طبقاتی در دگرگونیهای اجتماعی است، با این باور که انسانها میتوانند با شناخت قوانین عینی، در جهت رهایی از استثمار عمل کنند.
