فرهنگ پاپ کره، که به صورت جهانی مصرف میشود و با نام هالیو شناخته میشود، در درجه اول شامل موسیقی، تلویزیون و ترجیحات زیباییشناختی است و بسیار فراتر از یک روند سرگرمی محبوب و فراگیر است. پارک گئون های، رئیسجمهور پیشین کره جنوبی، در سخنرانی مراسم تحلیف خود در سال ۲۰۱۳ اظهار داشت که «در قرن بیست و یکم، فرهنگ قدرت است». حمایت رسمی بودجهای دولت کره جنوبی از این صنعت، مشخصه روند استفاده از سرگرمی به عنوان ابزاری برای سیاستهای اقتصادی و خارجی است.
ریشههای موسیقی پاپ کره
تاریخ موسیقی پاپ کره به قرن نوزدهم برمیگردد، زمانی که مبلغ مذهبی غربی به نام هنری آپنزلر ترانههای فولکلور بریتانیایی و آمریکایی را با شعرهایی که به کرهای ترجمه شده بودند، به مردم محلی معرفی کرد. در طول اشغال ژاپن (۱۹۱۰–۱۹۴۵)، آهنگهای میهنپرستانه ممنوع شدند تا از تضعیف قدرت استعماری توسط مردم عادی جلوگیری شود. در سالهای پس از جنگ، موسیقی پاپ آمریکایی از طریق نیروهای آمریکایی مستقر در کره جنوبیِ تازهآزاد شده به گوش کرهایها رسید.
تقاضای سربازان برای موسیقی آشنا، منجر به پیدایش نمونهٔ اولیهای شد که بر اساس موسیقی پاپ غربی بود و توسط هنرمندان کرهای اجرا میشد و ریشه در محتوای بومی داشت – غرب در عین حال هم منبع الهام برای ژانر در حال توسعه و هم بازار اصلی آن بود. یکی از اولین داستانهای موفقیت، گروهی به نام خواهران کیم (The Kim Sisters) بود که متشکل از دو خواهر و یک دخترخاله بود. آنها برای کسب درآمد اضافی برای خانوادههایشان در بارها و کلوبها برای سربازان آمریکایی برنامه اجرا میکردند.
حمایت فزاینده غربیهای مقیم، برای آنها یک قرارداد در لاس وگاس، بیش از ۲۰ اجرا در برنامه مشهور اد سالیوان شو و یک آهنگ پرفروش که به رتبه ۷ جدول تکآهنگهای بیلبورد رسید را به ارمغان آورد و بدین ترتیب، راه را به طور مؤثر برای موسیقی پاپ مدرن کره و همچنین موفقیت تجاری هنرمندان آسیایی در چشمانداز سرگرمی غرب هموار کرد.
کیپاپ: موسیقی پاپِ فرهنگ-محور
ویژگی منحصر به فرد کیپاپ در مهارت آن در ترکیب عناصر سنتی خاص فرهنگ کرهای با موسیقی پاپ با گرایش غربی نهفته است. در گذشته، میراث از طریق زبان بیان میشد، اما در سالهای اخیر شاهد نمایش جزئیات آشنای فولکلوریک در ملودیها، رقصها و عناصر بصری موزیک ویدیوها، مانند لباسها بودهایم (به عنوان مثال، آهنگ «آیدل» از بیتیاس و «شب پرستاره» از پگی گو).
زیباییشناسی تاریخی و فرهنگی مدرن شدهاند تا میراث را در چشمان جوانان کرهای با ذهنیت جهانی تقویت کنند. استانداردهای ساخت موسیقی، تولید ویدیو و اجرای رقصها بالا است. تقاضای زیاد به شرکتها اجازه میدهد تا بهترین متخصصان رقابتکننده را انتخاب کنند تا هنر مفهومی و زیباییشناسی پیچیده و چندلایه را شکل دهند.
این صنعت اغلب با هنرمندان غربی همکاری میکند و توجه را به موسیقی شرق آسیا جلب مینماید، در حالی که اجراکنندگان تحت فشار فزایندهای قرار دارند تا برای جذب مخاطبان جدید به زبان انگلیسی اجرا کنند، که ممکن است باعث شود ویژگیهای فرهنگی منحصر به فرد خود را قربانی کنند.
به چالش کشیدن کلیشههای غربی
کیپاپ (K-pop) که عمدتاً به زبان کرهای اجرا میشود، علاقهی شدیدی به زبان و فرهنگ کرهای در سراسر جهان ایجاد کرده است؛ تا آنجا که دولت کرهی جنوبی ۱۳۰ مؤسسهی زبان در ۵۰ کشور تأسیس کرده است. این روند به کاهش نگرشهای بیگانههراسانه و گاه نژادپرستانه نسبت به فرهنگهای آسیای شرقی کمک میکند که این نگرشها توسط کلیشهسازیها و برداشتهای قدیمی در غرب حمایت میشوند. کی-پاپ ضربهی متقابلی است علیه تصویر نادرستی که از طریق فیلمهای آمریکایی ترویج یافته و تمام مردم آسیای شرقی را افرادی خجالتی، فاقد خلاقیت، کسلکننده، بیمیل یا بیش از حد جنسی، گیک یا نینجا معرفی میکند.
علاوه بر این، این ژانر که از جذابیت فراملی برخوردار است، وجههی آسیاییهای شرقی متولد و بزرگشده در کشورهای غربی را بهبود بخشیده است؛ کسانی که پیش از این به لحاظ اجتماعی به حاشیه رانده شده بودند. کیپاپ، علاوه بر ایجاد طیف گستردهتری از انتخابهای شغلی، فرهنگ اجدادی را به نسلهای جوانی معرفی کرده است که شاید فرصت مواجهه با آن را پیدا نکرده بودند.
بنابراین، شکستن موانع زبانی، توانمندسازی مردم آسیای شرقی، و پیش از همه، وادار کردن زیباییشناسی غربی و انگلیسیمحور به عقبنشینی در فرهنگ پاپ جهانی، از برجستهترین دستاوردهای کیپاپ به شمار میروند.
کیپاپ به عنوان پرچمدار اقتصاد کره و ابزار سیاست خارجی
کیپاپ به سرعت تبدیل به صادرات فرهنگی شماره یک کره جنوبی شده است: تنها محبوبترین گروه کیپاپ در حال حاضر، بیتیاس (BTS)، در سال گذشته ۳٫۶ میلیارد دلار به تولید ناخالص داخلی (GDP) این کشور کمک کرده است. در حالی که غولهای فناوری مانند سامسونگ، هیوندای و الجی همچنان درآمد بیشتری دارند، موفقیت آنها را نیز میتوان به کسانی نسبت داد که عمدتاً هنرمندان مطرحی هستند.
«قدرت نرم» کیپاپ در سیاست خارجی، با اجراهای سیال (CL) و اکسو (EXO) در مراسم اختتامیه بازیهای المپیک زمستانی ۲۰۱۸ پیونگچانگ، سخنرانی بیتیاس در سازمان ملل، و این واقعیت که باراک اوباما، رئیسجمهور سابق آمریکا، در سخنرانی خود در کنفرانس رهبری آسیا در سال ۲۰۱۷ به این نکته اشاره کرد که چگونه بسیاری از آمریکاییها برای همگام شدن با گروه کیپاپ شاینی (SHINee) در حال یادگیری زبان کرهای هستند، اثبات میشود.
مون جهاین، رئیسجمهور فعلی کره جنوبی، آگاهانه از کیپاپ برای تقویت روابط دیپلماتیک با آمریکا استفاده میکند. مون اخیراً در جریان سفر دونالد ترامپ به کره جنوبی، از اکسو دعوت کرد تا با او دیدار کنند. این امر طبیعتاً در میان بسیاری از طرفداران جنجال ایجاد کرد، زیرا واکنش اعضای گروه نشان داد که آنها با اختیار خودشان در جلسه شرکت نکردهاند. در حالی که بسیاری از سلبریتیهای غربی بنا به دلایل اخلاقی و سیاسی از دیدار با ترامپ خودداری کردهاند، ستارههای کرهای چنین انتخابی ندارند، زیرا هر حرکت آنها توسط کارفرمایشان کنترل میشود. از آنجا که جامعه کره، به رسمیت شناخته شدن توسط رئیسجمهور را افتخار بزرگی میداند، رد کردن این دعوت نامناسب تلقی میشد.
درست قبل از آنکه رهبران کره جنوبی و کره شمالی بیانیه پانمونجوم را برای صلح، شکوفایی و اتحاد مجدد شبهجزیره کره در آوریل ۲۰۱۸ امضا کنند، گروه کیپاپ رد ولوت (Red Velvet) برای کیم جونگ اون برنامه اجرا کرد. این اولین باری در طول بیش از یک دهه بود که هنرمندان کره جنوبی در کره شمالی اجرا میکردند. بنابراین، مون جهاین کیپاپ را به عنوان نمادی از حسن نیت در برقراری صلح با کره شمالی معرفی میکند.
در موارد نادری، کیپاپ موجب حوادثی در سیاست خارجی نیز میشود. چو تزو-یو (Chou Tzu-yu)، ستاره کیپاپ متولد تایوان در گروه توایس (Twice)، مجبور شد به دلیل تکان دادن پرچم کشور زادگاهش در یک برنامه تلویزیونی کره جنوبی عذرخواهی کند، زیرا این اقدام در جمهوری خلق چین، که استقلال تایوان را به رسمیت نمیشناسد، جنجال به پا کرد. همزمان، تسای اینگ-وِن، رئیسجمهور تایوان که از استقلال حمایت میکند، از اینکه این خواننده نوجوان تحت فشار قرار گرفته تا از چین متحد حمایت کند، ابراز تأسف کرد.
هویتهای ساختگی و کنترلشده
همه ستارههای کیپاپ باید یک ظاهر بینقص از یک ستاره فوقالعاده با استعداد و جذاب، مجرد، دگرجنسگرا و ظاهراً در دسترس برای طرفداران جنس مخالف ارائه دهند. برای حفظ این توهم و جلوگیری از حسادت غیرمنطقی طرفداران، اغلب به هنرمندان، حداقل در شروع کارشان، اجازه دوستیابی و قرار گذاشتن داده نمیشود. همین سال گذشته، کمپانی کیوب اینترتینمنت (Cube Entertainment) دو هنرمند بسیار موفق خود، هیونا و ایدان، را به دلیل شروع یک رابطه با وجود ممنوعیت قراردادی، اخراج کرد.
علاوه بر این، این تصویر، هنجارهای دگرجنسگرایی (هترونورماتیویتی) را تقویت میکند، که از قبل در جامعه محافظهکار و همجنسگراهراس کره ریشهای عمیق دارد، زیرا آشکارسازی گرایش جنسی بهطور خودکار به معنای ننگ قطعی و حتی پایان کار برای ستارههای الجیبیتیکیو+ است. موارد غمانگیزی از سلبریتیهای الجیبیتیکیو+ وجود داشته که در نتیجه انگ اجتماعی، شغل و حمایت خانواده خود را از دست دادهاند و حتی منجر به خودکشی آنها شده است.
هالند (Holland)، که در سال ۲۰۱۸ به صورت مستقل فعالیت خود را آغاز کرد و علیه تبعیض و سرکوب میایستد، یکی از معدود آیدلهای آشکارا همجنسگرا است. او میگوید که کیپاپ اغلب عشق همجنس را تخیل میکند، اما در عین حال بهطور کنایهآمیزی یک موضوع حساس و تابو است. این نشاندهنده یک ویژگی خاص از محافظهکاری سرمایهداری است که از «فن سرویس» همجنسگرایانه برای ارضای تخیلات طرفداران دگرجنسگرا بهرهبرداری تجاری میکند و از روش «کیوربیتینگ» (Queerbaiting – استفاده از اشارات مبهم به محتوای کوییر بدون ارائه واقعی آن) استفاده میکند، بدون اینکه اقلیتهای جنسیتی و جنسی را که مجبور به پنهان کردن هویت خود در صنعت کیپاپ هستند، به رسمیت بشناسد و بپذیرد.
گرفتار در دام معیارهای زیبایی محدودکننده
به دلیل استانداردهای زیبایی سختگیرانه و قوممدارانه کره جنوبی، این کشور بالاترین نسبت سرانه جراحی پلاستیک در جهان را دارد. به همین دلیل جراحی پلاستیک در میان هنرمندان زن و مرد رایج است. کیش زیبایی رقابت از پیش شدید در بازار کار را افزایش میدهد، چرا که ظاهر افراد حتی برای مشاغلی که زیبایی در آنها اهمیتی ندارد، در استخدام مهم تلقی میشود. به همین دلیل، مردم توجه زیادی به ظاهر خود میکنند؛ نه به دلیل خودشیفتگی، بلکه به این خاطر که میخواهند موفق و مورد پذیرش اجتماع باشند.
برجستهترین استانداردهای زیبایی داشتن پوست بسیار روشن و اندام لاغر است که به طور طبیعی برای بسیاری از کرهایها وجود ندارد. مانند اروپا، ایدهآلسازی پوست روشن از آداب و رسوم اشراف در آسیای شرقی نشأت میگیرد، جایی که نماد امتیاز کار نکردن بود و در نتیجه جایگاه فرد در جامعه را نشان میداد. جدای از نخبهگرایی، شکی نیست که این موضوع با امپریالیسم غربی سفیدپوستان و نژادپرستی صریح نیز ارتباط دارد. به همین دلیل، برخی از محبوبترین جراحیهای پلاستیک محلی که بدون تقلید واقعی، به ویژگیهای چهره اروپایی اشاره دارند—مانند ایجاد پلک دوتایی ایدهآل و برجستهتر کردن پل بینی، نتیجه نژادپرستی درونیشده است. رنگپوستی (ترجیح دادن افراد با پوست روشن و پیشداوری یا تبعیض علیه افراد با رنگ پوست تیره، معمولاً در میان افراد همقوم) در جامعه کره گسترده است، به همین دلیل تنها تعداد کمی آیدل با پوست تیرهتر وجود دارد. حتی همین افراد نیز اغلب به دلیل رنگ پوستشان مورد بدگویی قرار میگیرند یا به خاطر ظاهر عجیبشان مورد شیءانگاری قرار میگیرند (فتیش میشوند). اکثر عکسهای آیدلها توسط رسانهها و مهمتر از همه طرفداران، به شکلی فراتر از حد شناسایی ویرایش میشوند، به طوری که ستارههایی که در واقع رنگ پوست طلایی و زیبایی دارند، به عروسکهای چینی به طرز شگفتآوری رنگپریده شبیه میشوند (این عمل به “سفیدسازی” معروف است).
ایدهآلسازی لاغر بودن به قدری افراطی است که حتی افراد با وزن طبیعی نیز در جامعه و رسانهها مورد انتقاد قرار میگیرند، به خصوص زنان، سلبریتیها و حتی هنرمندان جوان کیپاپ نوجوان (مانند کایلا از گروه پریستین). هنرمندان اغلب مجبورند عملاً گرسنگی بکشند، زیرا صنعت به اندازهای به آنها تمرین میدهد که از حال میروند و روی صحنه غش میکنند. مومو، خواننده گروه توایس، فاش کرد که شرکت او را مجبور کرد قبل از آغاز به کار گروه، هفت کیلوگرم وزن کم کند. برای دستیابی به این هدف، او هر روز تمرین میکرد، به مدت یک هفته فقط یک تکه یخ میخورد و میترسید که صبح روز بعد به دلیل سوءتغذیه از خواب بیدار نشود. به همین دلیل، کیپاپ یکی از تقویتکنندگان اصلی استانداردهای زیبایی غیرواقعی ریشهدار در جامعه کره است، زیرا به ویژه برای اعتماد به نفس و سلامت روان جوانان مضر است و کرمهای خطرناک روشنکننده پوست و اختلالات خوردن را عادی جلوه میدهد.
انطباق و گسست از هنجارهای جنسیتی
از اجراکنندگان زن انتظار میرود که به شیوهای عروسکی، جنسی اما معصوم به نظر بیایند، که این امر را میتوان با عقده لولیتا در این صنعت، که با بچهدوستی هممرز است، و همچنین با ایده زنستیزانه زیبایی فروتن و “پاک و دستنخورده” توضیح داد. با این وجود، مفاهیم آلبوم و ویدئوهای موجود برای آیدلهای زن اخیراً گسترش یافته و شامل تصاویر پویاتری در مقایسه با دوگانگی عروسک در مقابل شیء جنسی شده است. علیرغم این، بدن هنرمندان کیپاپ، به ویژه ستارههای زن، مانند یک دارایی ملی برای افتخار یا انتقاد است. هنرمندان زن به شیوهای بهخصوص شیءانگارانه جنسی میشوند که نمونهای از یک جامعه سرمایهداری مردسالار است. اگرچه یک توهم از اجراکننده زن قوی و مستقل برای افزایش فروش ایجاد میشود، اما زمانی که یک هنرمند انفرادی مانند هیونا جنسیت خود را آنگونه که میخواهد بیان میکند، برچسبزنی و خشم به دنبال دارد.
از زنان انتظار میرود که ملایم، فوقالعاده مودب و گاهی حتی معصومانه کودکانه (آیگیو در کره) باشند، در حالی که مردان مجازند بیشتر از شخصیت خود را نشان دهند. اگرچه اظهارات سیاسی به جز بیان وطنپرستی ممنوع است، هر چیزی که با دیدگاه کنفوسیوسی مردسالارانه کره نسبت به جامعه سازگار نباشد نیز بحثبرانگیز است. به عنوان مثال، هنگامی که آیرین از گروه رد ولوت گفت که یک کتاب فمینیستی خوانده است، بسیاری از طرفداران مرد یک اعتراض بچهگانه ترتیب دادند و عکسهای او را سوزاندند.
در مورد آیدلهای مرد، فاصله گرفتن از مردانگی سنتی کنفوسیوسی و شکستن کلیشههای جنسیتی، به ویژه از نظر ظاهری (لباسهای خنثی از نظر جنسیتی، عادیسازی آرایش و موی رنگشده برای مردان) و همچنین در کارهای خلاقانه (به عنوان مثال، سبک رقص تیمین که حرکات زنانه و مردانه را در بر میگیرد)، میتواند مثبت تلقی شود. تفاوتها در نگرشهای کلی نیز دیده میشود؛ به جای مردانگی سمی، اجراکنندگان مرد تشویق میشوند که حساستر، همدلتر، مودبتر و غیره باشند. این یکی از دلایل اصلی است که چرا دختران نوجوان و زنان جوان با آنها احساس همذاتپنداری میکنند، که این امر (علاوه بر موسیقی) محبوبیت جهانی آنها را تقویت کرده است، زیرا فمینیسم به طور فزایندهای گسترش یافته و فرا-مردانگی زنستیزانه دیگر نه قابل قبول تلقی میشود و نه جذاب. همه اینها به این معنا نیست که همان معیارهای زیبایی سختگیرانه برای مردان اعمال نمیشود. از یک طرف، ایدهآل داشتن یک اندام لاغر اما ورزشی با شمایل مردانه سنتی است، در حالی که از طرف دیگر، اجراکنندگان مرد باید ویژگیهای صورت نرم و تقریباً آندروجینی داشته باشند. بنابراین، ترکیب جذابیت جنسی هنجارین جنسیتی سنتی و معصومیت رمانتیک شده ممکن است ویژگی اصلی کیپاپ از نظر هنجارهای زیبایی و رفتاری در نظر گرفته شود.
گسست فرهنگی: تصاحب فرهنگهای دیگر، نژادپرستی و بیگانههراسی
طبیعت همگن از نظر قومی و جمعگرایانه جامعهی کرهی جنوبی در فرهنگ آن نیز منعکس شده است. مبارزهی مداوم برای استقلال، ویژگیهای دروننگر و ناسیونالیسم قومی این جامعه را تشدید کرده است. اگرچه گروههای کیپاپ به طور فزایندهای شامل هنرمندان غیرکرهای بیشتری میشوند، اما کارفرمایان آنها اغلب بیگانههراس و تبعیضآمیز هستند؛ که این یکی از دلایلی است که سه نفر از چهار عضو چینی گروه اکسو (EXO) از شرکت خود شکایت کرده و گروه را ترک کردند (آنها اکنون در کشور خود موفقیت را تجربه میکنند).
بهویژه در دههی گذشته، کیپاپ بیش از پیش از موسیقی و سبک آراندبی (R&B)، هیپهاپ و رپ آفریقایی-آمریکایی الهام گرفته است. در عین حال، آگاهی از فرهنگ آفریقایی-آمریکایی پایین است، که اغلب باعث بروز حوادث بیملاحظه و گاهی حتی مستقیماً نژادپرستانه میشود، زیرا مردم بین ارجاعات محترمانه و خنثی و نمادهای یک تاریخ بسیار دردناک تمایز قائل نمیشوند. به همین دلیل ممکن است در کیپاپ به پرچم کنفدراسیون آمریکا اشاره شود، که نشاندهندهی حمایت از بردهداری است؛ همچنین استفاده از “کلمهی ان” (n-word)، که همیشه وقتی توسط یک فرد غیرسیاهپوست به کار میرود نژادپرستانه است؛ سیاهنمایی (blackface)؛ و دردلاکهای جعلی (false dreadlocks). مورد آخر ممکن است یک مدل موی بیضرر به نظر برسد، اما باید در نظر داشت که این یکی از روشهای سنتی مدل دادن به موهای دارای بافت آفرو (Afro-textured hair) است. گاهی اوقات، این مدل مو بهانهی قانونی به کارفرمایان در ایالات متحده برای اخراج افراد داده است، زیرا این مدل به دلیل نژادپرستی «شایسته و موجه» تلقی نمیشود. بنابراین، اگر نژادهای دیگر از یک اکسسوری به اصطلاح مد روز فرهنگ آفریقایی-آمریکایی استفاده کنند، این عمل نژادپرستانه است، به ویژه هنگامی که سازندگان اصلی آن همچنان مورد تبعیض قرار میگیرند.
این مسائل کوچک و بزرگ در میان پایگاه طرفداران بینالمللی کیپاپ که از نظر فرهنگی آگاهتر هستند، باعث ایجاد ناهمگونی (dissonance) میشود، زیرا در حالی که تمسخر نژادپرستانه و بیگانههراسانهی فرهنگهای به حاشیه رانده شده به منظور کسب سود از طریق تقلید از آنها به طور فزایندهای در غرب مورد انتقاد قرار میگیرد، صنعت کیپاپ عمدتاً انتقادات را نادیده میگیرد یا از درک آن سر باز میزند، و از خودانتقادی یا عذرخواهی اصلاً خبری نیست. اغلب به اجراکنندگان اجازه داده نمیشود که در انتخاب سبکهای مورد نظر برای آنها حرفی برای گفتن داشته باشند، که یافتن مقصر واقعی در این مسئله را دشوار میسازد. به همین دلیل بسیاری از طرفداران سیاهپوست کیپاپ از این ژانر، که فرهنگ آنها را تقلید میکند بدون آن که به آنها احترام بگذارد، به شدت ناامید و بیگانه شدهاند.
نادانی اغلب با این واقعیت توجیه میشود که فرهنگ کرهی جنوبی برای مدت طولانی در انزوا وجود داشته است، اما با توجه به صنعت فعلی کیپاپ، که دسترسی جهانی دارد و به طور گسترده از فرهنگهای دیگر قرض گرفته است، این نادانی عامدانه و آگاهانه به نظر میرسد. همین امر البته در مورد نگرش تحقیرآمیز و در مواقعی نژادپرستانهی غرب نسبت به کیپاپ به طور خاص و فرهنگهای شرق آسیا به طور کلی نیز صدق میکند. جالب اینجاست که این صنعت نسبت به فرهنگ ژاپن بسیار با تدبیر و محتاطانه عمل میکند، علیرغم این که کره تحت سلطهی امپریالیستی ژاپن رنج برده است، زیرا بازار کیپاپ در آن کشور آنقدر بزرگ است که آلبومهای کاملی به زبان ژاپنی برای بسیاری از اجراکنندگان تولید میشود تا بتوانند به موفقیت دست یابند.
بردگی قراردادی
استعدادهای نوجوانی که شرکتها از بین رقابت گسترده کشف میکنند و میخواهند ستاره شوند، اغلب به اصطلاح قراردادهای بردگی امضا میکنند که قبلاً برای بیش از ده سال معتبر بودند. با این حال، در سال ۲۰۰۸، گروه دونفره TVXQ از SM Entertainment به دلیل یک قرارداد ۱۳ ساله ناعادلانه که آنها را از کسب هرگونه درآمدی از آلبومهایی که کمتر از ۵۰۰,۰۰۰ نسخه فروخته بودند، محروم میکرد، شکایت کردند. ۱۶ سال بعد، کمیسیون تجارت منصفانه کره قانونی وضع کرد که قراردادها تنها تا هفت سال میتوانند اعتبار داشته باشند. در سال ۲۰۱۷، میزان جریمههایی که شرکتها میتوانستند به طور قانونی برای لغو قرارداد مطالبه کنند، کاهش یافت و اعمال فشار بر اجراکنندگان برای تمدید قراردادها دشوارتر شد.
با این وجود، تقریباً تمام درآمد اجراکنندگان جدید اغلب توسط شرکت برای جبران هزینههای آموزش و راهاندازی گرفته میشود، به طوری که هنرمندان ممکن است سالها به طور مؤثر بدون هیچ درآمدی کار کنند تا اینکه اصلاً چیزی به دست آورند. آموزش اجراکنندگان برای آواز خواندن، رپ، رقص، بازیگری، صحبت کردن به زبانهای خارجی، اجرا و غیره ممکن است سالها طول بکشد. به عنوان مثال، یکی از محبوبترین هنرمندان امروزی، جیدراگون، ۱۱ سال در YG آموزش دید قبل از اینکه در گروه بیگ بنگ آغاز به کار کند. برخی از گروهها هرگز راهاندازی نمیشوند، زیرا فقط افراد فوقالعاده با استعداد موفق میشوند و برخی گروههای کمموفقیت تنها برای چند سال اجرا میکنند. بنابراین، امید به شهرت ممکن است با بدهیهای کمرشکن پایان یابد، ناگفته نماند که بسیاری از نوجوانان تحصیلات خود را برای دنبال کردن یک رویا قربانی میکنند، به همین دلیل یافتن شغل دیگری برای آنها در آینده دشوار است.
علاوه بر این، قراردادهای بردگی محدودکننده به شرکتها اجازه میدهند تقریباً تمام جنبههای زندگی اجراکنندگان خود را کنترل کنند. کارآموزانی که در خوابگاههای ریاضتکشانه زندگی میکنند، اغلب از ارتباط حتی با والدین و دوستان خود ممنوع هستند. آنها اجازه بیرون رفتن ندارند مگر اینکه ضروری باشد و تا ۲۰ ساعت در روز آنها را تا حد فرسودگی به کار میگیرند. این وضعیت نیمهزندان، نوجوانان جوان را از رشد عادی جدا میکند و ممکن است باعث مشکلات سلامت روان شود، به ویژه اگر در ترس از خشونت کارفرمای خود زندگی کنند.
خشونت فیزیکی و جنسی
سوء استفاده فیزیکی و جنسی سیستماتیک در صنعت کیپاپ گسترده است. سال گذشته فاش شد که لی سوکچول و برادرش لی سئونگهیون، اعضای گروه د ایست لایت (The East Light)، از قبل از نوجوانی مورد خشونت فیزیکی و کلامی توسط تهیهکنندهشان قرار گرفتهاند. آنها در طول چهار سال با چوب بیسبال مورد ضرب و شتم قرار گرفتند و از جمله با سیم گیتار که دور گردنشان بسته شده بود شکنجه شدند. امیدواریم این یک مورد فوقالعاده شدید باشد، اما نادر نیست که مدیران، مجریان را برای اشتباهات جزئی نیز با سرزنشهای پرخاشگرانه یا حتی ضرب و شتم آشکار تنبیه کنند.
سوء استفاده جنسی، و حتی دلالگی، یک مسئله بزرگتر در صنعت سرگرمی کره است. شناخته شده است که جانگ سوک وو، مالک یک شرکت کوچکتر کیپاپ، حداقل ده هنرمند زن را که برخی از آنها زیر سن قانونی بودند، مورد آزار و اذیت جنسی و تجاوز قرار داده است. به ستارههای زن آیندهدار گفته میشود که امتیازات جنسی را به «سرمایهگذاران» یا «اسپانسرها» پیشنهاد دهند و گزارشهایی از تجاوز تحت تأثیر داروی GHB وجود دارد. در سال ۲۰۰۹، بازیگر زن جانگ جایئون، که مجبور به تنفروشی شده بود، به دلیل آن خودکشی کرد.
در اوایل سال ۲۰۱۹، یکی از بزرگترین رسواییهای جنسی صنعت سرگرمی کره فاش شد. ظن آن میرفت که در کلوب شبانه برنینگ سان (Burning Sun)، متعلق به سونگری، عضو سابق (در حال حاضر) گروه کیپاپ بیگ بنگ (Big Bang)، با کمک فساد پلیس مواد مخدر فروخته میشد. او به دلیل فراهم کردن فاحشه در کلوب برای سرمایهگذاران خارجی بالقوه محکوم شد. یانگ هیونسوک، رئیس سابق سونگری و بنیانگذار شرکت کیپاپ وایجی (YG)، نیز مظنون به همین جرم است و به دلیل اتهامات از سمت خود کنارهگیری کرد. سونگری در یک چت گروهی حضور داشت که در آن چندین سلبریتی مرد، ویدئوهایی از اعمال جنسی با زنان مختلف را که مخفیانه و بدون رضایت فیلمبرداری کرده بودند، و حتی کلیپهای منحرفانهای از زنان ناشناس در توالتهای عمومی و جاهای دیگر که با دوربینهای سوراخ کلیدی فیلمبرداری شده بود، منتشر کردند؛ موضوعی که به دلیل ترکیب جامعه مردسالار و زنستیز کره جنوبی و اتصال پیشرفته فناوری به یک همهگیری تبدیل شده است. تنها تفاوت مثبت با مردان غربی که از موقعیتهای مشابه قدرت سوءاستفاده میکنند و در خشونت جنسی دست دارند این است که محکومیت عمومی چنین جرایمی در جامعه کره آنقدر جدی است که با از دست دادن شهرت مادامالعمر و پایان یافتن مشاغل درخشان سوءاستفادهکنندگان همراه است.
نادیده گرفتن مشکلات سلامت روان
کنترل شرکتها بر زندگی کاری و خصوصی هنرمندانشان، کارکشیهای استثمارگرانه، سوءاستفادههای گاه و بیگاه، محدودیتهای ناشی از شهرت و فشار برای بینقص به نظر رسیدن، استرس و مشکلات روانی زیادی مانند اضطراب و افسردگی را برای هنرمندان کیپاپ ایجاد میکند. نادیده گرفتن بیماری روانی نه تنها در صنعت کیپاپ، بلکه در کل جامعه کره رایج است. کره جنوبی بالاترین نرخ خودکشی در جهان را دارد، زیرا افراد کمی به دنبال کمکهای روانپزشکی هستند. دلیل اصلی این امر ذهنیت اجتماعی کنفوسیوسی است که اعتبار خانواده را بالاتر از فرد ارزش میدهد. به همین دلیل است که بسیاری از ترس حفظ آبروی خانواده خود، حتی از پذیرش مشکلات روانی خود نیز واهمه دارند، چرا که بیماری روانی یک ننگ بزرگ ناشی از فقدان خویشتنداری یا ضعف خودخواهانه تلقی میشود.
در اواخر سال ۲۰۱۷، کره جنوبی و میلیونها طرفدار در سراسر جهان با مرگ نابهنگام کیم جونگهیون، عضو گروه محبوب کیپاپ شاینی، شوکه شدند. جونگهیون (نام هنری او) بدون شک یکی از با استعدادترین خوانندگان و ترانهسرایان این سبک بود که برخلاف هنرمند معمولی کیپاپ، جرأت کرد تا علناً از جامعه کره انتقاد کند، از اقلیتهای تحت تبعیض حمایت نماید و بدون خجالت دروغین، در مورد افسردگی که سالها از آن رنج میبرد صحبت کند. او در برنامه رادیویی خود، “شب آبی” (Blue Night)، نوعی جلسه درمانی را به شنوندگان ارائه میداد و برای تسکین مشکلاتشان توصیههایی را به اشتراک میگذاشت. حتی غمانگیزتر و ناعادلانهتر است که فردی که به بسیاری در سراسر جهان برای مقابله با مشکلات سلامت روانشان کمک کرده بود، توسط سیستم مراقبتهای بهداشتی کره ناامید شد، وقتی روانپزشک شخصی جونگهیون گفت که افسردگی طولانیمدت این خواننده یک مسئله شخصیتی است. این ادعای نادرست، همراه با حس حقارتی که توسط صنعت سرگرمی بیرحمانه ایجاد شده بود، جونگهیون را متقاعد کرد که او مقصر بیماری روانیاش است، و امید به بهبودی را از دست داد و باور کرد که افسردگی او نتیجه شکست کامل شخصی اوست، نه عدم تعادل شیمیایی مغز که حداقل تا حدی قابل درمان باشد.
چندین سلبریتی برجسته دیگر کرهای نیز جان خود را گرفتهاند و بیم آن میرود که این روند ادامه یابد تا زمانی که کمکهای روانپزشکی کافی در دسترس قرار گیرد، فرهنگ موفقیتطلبی که مسبب این همه استرس است کاهش یابد، و تعصبات اجتماعی خطرناک رد شوند.
فرهنگ هواداری مسئلهدار
قدرت عامه مردم و شرکتهای کیپاپ در دیکته کردن رفتار ستارگان و تصویری شیءانگارانه (ابژکتیو) از آیدلها که توسط این شرکتها ایجاد شده، گاهی اوقات یک فرهنگ هواداری مشکلساز خلق کرده است که به طور وسواسگونهای نسبت به هنرمندانی که دیگر به عنوان انسانهای عادی دیده نمیشوند، حالت تملک پیدا میکند.
هزاران هوادار متعصب (که در کرهای ساسنگ نامیده میشوند و به معنای «زندگی خصوصی» است) وجود دارند که شبکههای گستردهای دارند که به عنوان یک کسبوکار کاملاً غیراخلاقی عمل میکند؛ در این شبکه افراد اطلاعات جزئی درباره زندگی خصوصی ستارگان را در ازای مبالغ هنگفتی پول مبادله میکنند: آدرسها، شماره تلفنها، عکسها و ویدئوهای خصوصی، مکان و فعالیتهای آنها در هر لحظه، و موارد دیگر.
اگرچه این هواداران افراطی به وضوح در اقلیت هستند، بسیاری از هواداران عادی و متعهد، دیگران را تحت فشار قرار میدهند تا تنها از یک هنرمند یا گروه حمایت کنند و زمان و پول زیادی را صرف او/آن کنند، که این امر باعث ایجاد استرس غیرضروری در جوانان آسیبپذیر میشود و در عین حال به عنوان تبلیغات رایگان برای صنعت کیپاپ عمل میکند.
پدیده کوریابو (Koreaboo) و فتیشیسم
تا همین اواخر، کیپاپ در خارج از کره انحصاری بود، که باعث میشد طرفدار بودن تقریباً یک سرگرمی نخبهگرا و خاص باشد. بسیاری از طرفداران به دلیل کیپاپ شروع به یادگیری زبان کرهای و مطالعهی فرهنگ میکنند، اما برخی از طرفداران افراطی همه چیز مرتبط با کره را به شیوهای سطحی و کلیشهای بر اساس این سبک موسیقی آرمانسازی (ایدئالسازی) میکنند. برخی حتی میخواهند کرهای شوند. در جامعهی کرهای، کرهای بودن در درجهی اول به معنای متولد شدن در آن کشور است، نه کسب تابعیت. هویت ذاتاً با قومیت مرتبط است، به همین دلیل است که طرفدارانی که به تمسخر کوریابو (koreaboo) نامیده میشوند، گاهی اوقات ویژگیهای کرهای را نیز تقلید میکنند. اگرچه این رفتار بدخواهانه نیست، اما چنین تقلیدی در واقع برای کرهایها توهینآمیز و مضر است، زیرا فتیشیستی (شیفتهوار) است، کلیشهها را تثبیت میکند و کل فرهنگ کرهای را بر اساس سبک صنعتی کیپاپ تعمیم میدهد.
پدیدهی کوریابو موجی از فتیشیسم را در غرب نسبت به افراد با اصالت کرهای و آسیای شرقی ایجاد کرده است. از یک طرف، بسیار مثبت است که انواع دیگری از زیبایی علاوه بر استانداردهای اروپایی آرمانسازی میشوند، استانداردهایی که تاکنون تحت تأثیر نژادپرستی امپریالیستی غربی بر جهان مسلط بودهاند. از طرف دیگر، طرفداران غربی کیپاپ بهطور فزایندهای مکرراً، صرفاً بر اساس ویژگیهای نژادی، همهی مردم آسیایی را کرهای میپندارند و آنها را با هنرمندان کیپاپ یکی میدانند، حتی با وجود آنکه شباهتها حداقل است؛ و حتی تا حد تعقیب و آزار (استاکینگ) افراد با اصالت آسیایی پیش میروند. بسیاری از طرفداران غربی سعی میکنند با افراد با اصالت آسیای شرقی صرفاً به دلیل پیشینهی قومی و ظاهرشان، دوست شوند یا وارد روابط عاشقانه شوند. چنین فتیشیسمی ممکن است بیضرر یا حتی یک تعریف و تمجید به نظر برسد، اما در واقع شخصیت منحصر به فرد فرد را به کلیشهها و ظاهر بیگانه (اگزوتیک) تقلیل میدهد، که همواره غیرانسانیکننده است. این امر به ویژه مضر است زیرا نژادپرستی غربی علیه مردم آسیای شرقی خود را در قالب دیدن آنها به عنوان یک تودهی یکپارچه (monolithic mass) نشان میدهد، که به دلیل آن فتیشیسم ذکر شده به محو کردن سطح شخصی فردی کمک بیشتری میکند.
پیشزمینه محبوبیت کیپاپ و جنبههای مثبت آن
با توجه به جنبههای تقریباً دیستوپیایی و غیرانسانی صنعت کیپاپ، این طرفداران پرتعداد فراتر از موسیقی با چه چیزی همذاتپنداری میکنند؟ احتمالاً این ژانر به این دلیل بسیار محبوب است که بخش بزرگی از هنرمندان متعلق به بندها یا گروههایی هستند که سالها یا حتی دههها با هم کار و زندگی میکنند، که این امر پویایی گروهی منحصربهفردی بین آنها ایجاد میکند. تماشای این واحدهای صمیمی و آشنا بهعنوان ناظر، از نظر احساسی آرامشبخش است و به فرد اجازه میدهد از دغدغههای روزمره خود فرار کند. این امر برای طرفداران حس تعلق به گروهها و همچنین به جمع هواداران را به وجود میآورد.
کنسرتهای متعدد، جلسات امضا و دیگر رویدادهای ویژه، و همچنین مشارکت در باشگاههای بزرگ هواداری، صمیمیت بین اجراکنندگان و طرفداران را تسهیل میکنند. پروژههای هواداری خلاقیت، استعداد هنری و مهارتهای سازمانی را در طرفداران جوان پرورش میدهنداین شامل ساخت هزاران بنر و هماهنگی آنها برای نمایش با ترتیب درست در کنسرتها، آمادهسازی و انتشار چنتهای رسمی هواداری (تشویقهای خاصی که در کنسرتها خوانده میشوند)، خلق فنآرت و کالاهای هواداری، و همچنین گرفتن عکسهایی برای سایتهای هواداری است که با مهارت عکاسان حرفهای رقابت میکند.
بینظمیِ لجامگسیختهٔ نظام سرمایهداری
هر شنوندهٔ کیپاپ که از یک قطبنمای اخلاقی فعال برخوردار است، در نقطهای با این دوراهی مواجه میشود که چگونه از این هنرمندان بااستعداد حمایت کند بدون اینکه به صنعت غیراخلاقیای که به آن تعلق دارند، کمک مالی برساند. آیا کیپاپ واقعاً به تحقق بزرگترین رویاهای افراد کمک میکند، یا خلاقیت هنری را مختل میسازد، شخصیت اجراکنندگان را سرکوب میکند و یک رابطه شبیه به سندروم استکهلم را برای کسب تأیید از یک کارفرمای سوءاستفادهگر ایجاد میکند، چرا که این تنها راه دستیابی به موفقیت است؟ احتمالاً ستارههای کیپاپ وجود دارند که واقعاً از شغل خود راضی هستند، اما تعداد کسانی که در این محیط پرتنش نیمهاقتدارگرایانهای که سود را بر انسان ارجح میداند، رنج میبرند، بیشتر از کسانی است که در آن پیشرفت میکنند. امیدواریم که طرفداران و رسانهها بتوانند صدای واقعی آیدلها را به گوش همه برسانند و در هنگام افشای موارد بیعدالتی و رفتار غیرانسانی در کنار آنها بایستند. بیشتر جنبههای تاریک کیپاپ پشت درهای بسته باقی میماند، به این معنی که اگر صنعت به طور سیستماتیک مجبور به پذیرش اصول انسانیتر نشود، هیچ چیز تغییر نخواهد کرد.
امیدواریم این بررسی انتقادی صنعت کیپاپ صرفاً بیانگر ناهماهنگی شناختی (cognitive dissonance) نباشد، بلکه گواهی بر نیاز به اصلاحات به نفع نه تنها مصرفکنندگان محلی و جهانی، بلکه خود ستارگان باشد. خلق هنر برای ارضای اشتهای سرمایهداری برای کسب سود، هرگز قربانی کردن انسان را توجیه نمیکند، و هیچ هنرمندی، صرف نظر از اینکه چقدر رویکرد تجاری دارد، سزاوار رنج کشیدن نیست.
منبع icds.ee
